موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
76
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
از نزاكت است بهرحال من شرح پذيرائىاى كه از من و مولر شد مىنگارم باقى را از همين رو قياس كنيد . بدوا نان زيادى كه ايرانيان چورك گويند « 1 » و هريك سه پا طول دارد روى ميز نهادند كه بجاى حوله هم استعمال ميشد ، بعد نصف يك گوسفند ، يك ران گاو ، دو ظرف كباب با پنج ظرف خورشى كه با زعفران رنگين شده با دو قاب برنج جوشيده ، دو خوراك جوجه ، دو ظرف كباب ديگر ، دو غاز كباب شده ، دو ظرف ماهى ، دو كاسه ماست ، يك قدح شربت و چهار بطرى شراب به آن افزودند . كارد و چنگال و قاشق اصلا وجود نداشت . بشقابها را بطورى روى يكديگر چيده بودند كه من و دكتر مولر پشت سنگرى از ظروف قرار گرفته و ديگران را نمى - ديديم ولى من از حس كنجكاوى كه داشتم از فواصل بين ظروف حركات سردار را مشاهده ميكردم - در تمام اين مدت دست چپش را از دستهء خنجر برنداشت به اين معنى كه ايرانيان در موقع غذا خوردن فقط دست راست را به كار برند - سردار هم مرتبا برنج چربى را با سه انگشت لقمه گرفته به دهان مىگذاشت بدون آنكه ريش و سبيلش را چرب كند بعد لقمه نانى كنده قبل از خوردن انگشتانش را بدان پاك كرد و بقدرى اين عمل را ادامه داد تا از آنچه خوشآيندش بود سير شد سپس شربت و يك گيلاس شراب نوشيده رو به مهمانان خندهء محبتآميزى كرد . اما روسىها از ترس اينكه مبادا ظروفى كه رويهم چيده شده برگشته موجب خندهء حضار شود دست به هيچ چيز نزدند ، مستخدمين هم اين عمل را حمل بر مناعت طبع ما كرده تمام را جمع كردند چه بزرگترين رجال و اشراف مملكت كسى است كه كمتر از سايرين غذا بخورد چه شكمپرستى درين مملكت از عيوب عظيمه بشمار ميآيد . جمع كردن ظروف هم نمايش جالب توجهى بود - ظروف خوراك چسبيده بود بدوريهاى خورش ترش - كره بتدريج آب شده روى نان جارى شده بود - ظروف ماهى و كباب بهم چسبيده بود ولى مستخدمين در كمال چابكى ظروف را از هم جدا كرده ميبردند و بعد بظروف ميوه پرداختند - در ايران چنين مرسوم است كه مازاد
--> ( 1 ) اين كنايات مىرساند كه زبان محلى تركى بوده نه فارسى . م . ه .